به سوی طبیعت وحشی یا در دل طبیعت وحشی، فیلمی ماجراجویی درام زندگینامهای به کارگردانی شان پن میباشد. این فیلم با اقتباس از کتابی به همین نام اثر جان کراکائر است. داستان به «کریستوفر مککندلس»، دانشجوی دانشگاه «اموری» که یک ورزشکار نیز هست میپردازد. «کریستوفر» پس از فارغ التحصیلی، تصمیم میگیرد تا همهی ۲۴ هزار دلار پساندازش را به موسسهی OXFAM (که یک نهاد خیریهی بینالمللی است) اهدا کند. او حتی کیف پولش را نیز از بین میبرد و به سمت آلاسکا سفری را آغاز میکند تا در دنیای وحشی و دور از تمدن زندگی کند. او همراه خود تنها یک دوربین و یک اسلحه شکاری میبرد. «کریستوفر» در طول سفر با آدمهایی مواجه میشود که قبل از برخورد با سختیها و مشکلات طبیعت وحشی، مسیر زندگی او را تغییر میدهند…
خیلی حرفه وضع مالی تووپ باشه ولی با هیچی بری توی جنگل زندگی کنی !!!
فیلم رو داخل گوگل با عنوان فیلمهای طبیعت گردی پیدا کردم و دیدم. ولی اونچه که انتظار داشتم نبود. داستان فردی رو روایت میکنه که از جامعه گریزان شده و به پوچ گرایی مطلق رسیده. تا اینجا مشکلی نیست. مشکل فیلم اینه که رفتار و تصمیمات این فرد درست جلوه داده شده و اگه شخص بیننده حال روحی مناسبی نداشته باشه با دیدن این فیلم بدتر میشه مخصوصا با اتفاقی که در پایان فیلم میفته. در کل این فیلم ارزش تماشا کردن نداره بنظرم. امتیازم بهش 4
پیام فیلم اینه:
عمر طولانی، بهداشت، رفاه، غذای گرم، محل خواب راحت، سرگرمی و هزاران چیز دیگه رو مدیون تمدن هستی. پس اگه از تمدن خوشت نمیاد و می خوای مثل حیوانات زندگی کنی، حداقل توانایی حیوانات برای زنده موندن رو داشته باش تا از گرسنگی نمیری.
این احمق جزو آخرین دار و دسته هیپی ها بود که خوشی دلشون رو می زد و کارگردان چپول احمق، خواسته از حماقت اون یه حماسه بسازه. نمره من: 3
فیلم روند خیلی ارومی داره
واقعا حوصله میخواد دیدنش
اگه حوصله نداری نبین
از بهترین های تاریخ سینما
دوستان بنظرم این فیلم بشدت آنارشیست، ضداجتماع، جامعهگریز و مضر بویژه برای نوجوانان است. به مخاطره انداختن بیدلیل جان، بیمسئولیتی و بیتجربگی را میستاید و آنرا نرمالایز میکند.
نقد اجتماعی
جامعهگریزی / خانوادهستیزی: رها کردن والدین و نهاد خانواده بدون گفتگو یا مسئولیت.
آنارشیسم فردی و ضدیت با اجتماع: نفی ساختار اجتماعی و اقتصادی، فرار از جامعه بجای اصلاح یا کنشگری. رد دوستیها و روابط انسانی در مسیر سفر.
رمانتیزهکردن خطر: نمایش مرگ، بیاحتیاطی، نادانی و جهالت بهعنوان قهرمانی شاعرانه.
اثر مضر بر نوجوانان: الگوسازی خطرناک از فرار، تنهایی و نابود کردن پلهای پشت سر.
تناقض پایانی: جمله «خوشبختی تنها زمانی واقعی است که با دیگران تقسیم شود» عملاً همه مسیر و اهداف قهرمان را انکار میکند.
برداشتی که از فیلم کردی رو به خودت گرفتی ، اونها کشور های سطح فرهنگی بالا هستن این ها عادی محسوب میشه ،
نه با این سطح فرهنگی که مملکت ما داره ، جامعه ی ایرانم سرتا پا تو تعفنه بی فرهنگی و نا امنی دستا پا میزنه حالا من نمیدونم تو اینارو از کجات دراوردی و تو کدوم عالمی خدا داند ، جوونای ایران که والا همش تو شبکه های اجتماعی یا در حال فحاشی هستن یا درحال فحاشی یا درحال فحاشی ،
اصلا تو ایران چیزی
بنام لگوسازی
نابود کردن پلهای پشت سر
خوشبختی تنها زمانی واقعی است که با دیگران تقسیم شود (اونم چه دیگرانی هععع)
آنارشیسم فردی و ضدیت با اجتماع
روابط انسانی در مسیر سفر
وجوددددد داره ?? اگر داشت با دلیل بیا صحبت کنیم
والا من شخصن چیزی که دیدم بی فرهنگی بی عاطفگی حرومزادگی، شیادی و…..هستو بس
دقیقا فیلمی بود که بهش نیاز داشتم
عجله نکنید
تا آخرش ببینید
پیفام مهمی داره آخرش…
” .Happiness in only real when shared “
یکی از بهترین فیلماییه که تاحالا دیدم؛
شما هم حتما ببینیدش مخصوصا اگه در شرایطی هستید که از موقعیتتون ناراضی هستین و خستتون شده. توانایی نقد فیلم ندارم اما احساس میکنم این فیلم همه چیزش درست و به جاست. خودم بعد از ۶ سال برگشتم دوباره ببینمش. ممنون از مدیریت سایت
بیشتر کسایی که از هیاهوی شهری خسته شدن ، طبیعت گردی بهترین روش هستش.
خیلی مفهومی بود فیلم .
سپاس از فیلم تو مدیا .
درسته سرمایه داری خیلی فشار آورده و اخلاق از بین رفته ولی راه این پسره دگ خیلی جاده خاکیه
مواظب بچه هاتون باشید ک حتی اگ آمریکا ب دنیا بیای و بابا پولدار باشه بازم سوت میشی.
برای برو بچههای جامعه گریز و دوستدار طبیعت به شدت توصیه میشه این فیلمو ببینن هرچند که آخرش غمگین میشه ولی واقعاً یکی از قشنگترین فیلمهایی بود که تو عمرم دیدم همین فیلم بود
با تشکر از سایت خوبتون